سلام دوستان و خوانندگان گرامی ، از همراهی شما بسیار سپاسگزارم .

امروز می خواستم چند نکته رو با دوستان و همراهان وبنوشت در لفافه ، گوشزد و یا مرور کنم . عزیزان شاید خیلی ها ندونن ولی بیشترین درصد نفرات نسبت به جمعیت یک کشور از نظر وبنوشت نویسان در دنیا ، ایران است ، شاید تعجب انگیزناک باشه که با این سرعت کم اینترنت در ایران چطور امکان داره ،  ولی با کمی تآمل ، اونوقت متوجه می شید که این امر کاملا منطقیه !. چند دلیل رو که من به ذهن کوچیکم خطور می کنه رو می گم و شما بزرگواران بخوانید حدیث مفصل از این مجمل .

اول از خودمون شروع می کنم که از مهاجرت آغاز کردیم و بعدا هم دست خداست با چه چیز ادامش بدیم ، اگر ما در مملکتهایی زندگی می کردیم که احتیاجی به مهاجرت نداشت ، از این همه وبنوشت و وبسایت که برای مهاجرتهای مختلف در اینترنت وجود داره ، وجودشون  دیگه معنا نداشت ، اگه مثل خیلی از کشورهای جهان ، مطبوعات آزاد مختلفی از لحاظ علمی ،  جغرافی ، تاریخی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، و سیاسی ، اعم از رادیو ،  تلوزیون ، روزنامه و مجله با زبانهای مختلف و یا ترجمه شده و یا دوبله و همچنین  فرهنگسراهای فعال و بطور مساوی در همه جای کشور و شهرها پراکنده و همین اینترنت به صورت فیلتر نشده ، در اختیارمون بود ، شاید وجود خیلی از این وبنوشتها معنا نداشت ، چون شما هر چه می خواستی دم دستت بود و همچنین اگه ما مردمی بودیم مثل مردم فنلاند که طبق آمار گیریهای نظر سنجی که از شون شد نزدیک به 75% مردمش وزیر امور خارجه شون رو نمی شناختن ( خودتون که می دونید مهمترین وزیر در تمام کشورها وزیر امور خارجه است که همیشه در صحنه حضور داره و به خاطر روابط با کشورهای دیگه اکثرا پاسخگو هستش) اونوقت سیاست برای شما رنگ می باخت و دیگه این همه وبنوشت در مورد سیاست و غیره درست نمی شد .

اگه روابط میون دختر ها و پسرها به شکل عادی در جامعه رقم می خورد و یک پسر یا یک دختر به راحتی می تونستن با فرد مورد نظرشون ارتباط برقرار کنن و خیلی سریع می تونستن بفهمن که آیا طرف مورد نظرشون اصلا این بابا رو می خواد ،  بدرد هم می خورن یا نه و اگه نه همون روز اول هرکی دنبال راه خودش و نخود نخود هر که رود خانه خود وباعث نمی شد که  یک پسر یا یک دختر هفته ها و ماهها و سالها در انتظار اینکه چطور می تونن با هم ارتباط برقرار کنن و یا حالا که ارتباط برقرار شد ، به خاطر نداشتن موقعیتهای مناسب برای دیدار هم هر وقت که همدیگه رو ببینند از شوق دیدار ، چشم بر عیوب همدیگه بپوشونن که این امر گاهی اوقات  در صورت ازدواج عواقب وخیم به همراه بیاره و یا از عدم ازدواج ، حس انتقام و تنفر و سرخوردگی و دوری از جنس مخالف به عنوان یک زخم خورده بوجود بیاره .( حالا لطفا این بچه مایه دارهای قطب شمالیهای تهران یا شهرستانهای خیلی بزرگ نگن ما که مشکلی نداریم ما دست دوست پسرمون یا دوست دخترمون رو می گیریم ، و می ریم خونه ، مامانه در اطاقمون رومی زنه ، می گه : بچه ها لباساتونو تنتون کنین بیاین نهار آمادست ، حاد تراشم می گن صبحونه آمادست )

 نه  سخن من کلیه ، باور کنید بعضی از همین بچه پولدارها جرات ندارن راجب این موضوعات با خونواده چیزی بگن ،  این موضوع در شهرستانها حاد تره و در قشرهای متوسط و ضعیف دیگه حرفشو نزن ، البته قبول دارم وضعیت نسبت به 20 سال قبل بهتره ، ولی می دونید اگه خونواده ها به صورت اصولی و منطقی در جریان کار پچه هاشون بودن خیلی مشکلات تو جامعه نبود .

ولی اگه همه این چیزایی که گفتم نبود این همه وبنوشت که الان شما خودتون واقفید برای عشقهای شکست خورده ، انتقام ، تور کردن جنس مخالف و یا یک نفر هم که به عشقش می رسه اینقدر ذوق می کنه که از طریق اینترنت می خواد به جهان اعلام کنه ، دیگه حضورشون کمرنگ می شد .

و در نهایت اگر تنها راه فریاد نگفته ها و ابراز وجود که من هستم از طریق اینترنت برای ما نبود ، خیلی از این وبنوشتها وجود نداشتند .

و نتیجه این می شود که حوادث انتخابات یک کشور جهان سومی با اینترنت فیلتر شده با سرعت مزخرف ، جهان رو به شگفتی واداره و تویتر اعلام  کنه ظرف مدت 10 روز بیش از یک میلیارد خبر از طریق کاربران ایرانیش جابجا شده و باعث شد که تغییر سیستمشو به تعویق بندازه .

البته این حرفهای من بدین معنا نیست که در اون کشورها هیچکس در این زمینه ها وبنوشت درست نمی کنه ، نــــه ، ولی خب درصدش نسبت به امکانات اینترنتی و جمعیت کشورمون در دنیا نظیرش پیدا نمی شه .

خلاصه کلام که من می خواستم یکی دو نکته رو به دوستان بگم  و  یا خواهش کنم ، که سر از کجا در اوردم ، و فضای گفتاریمو به جایی رسوندم که دیگه خجالت می کشم توی این پست این حرفا رو به میون بکشم ،  من کلا عادتمه بعضی اوقات کلا همینجوری می شه ، ولی واقعا منو ببخشید سرتون رو درد اوردم .

 خواهشامو می ذارم برای فردا

موفق و پایدار باشید