سلام ، سلامی به پهنای نیلگون آسمان    

بعد از 2 هفته دوری از دنیای مجازی دوباره برگشتم


چون سفری به شیراز شهر گل و بلبل و سنبل داشتم  ، البته از قبل قرار بود که برم ولی ناگهان زودتر از موعد رفتم و همین باعث شد که نتونم برای شما پیغامی بذارم ، خب وقتی رفتم اونجا ، دوستان نذاشتن با دنیای مجازی ارتباط برقرار کنم ، خب من مجردی رفتم و با دوستان قدیمی دوران دانشگاهم با هم چند روزی رو گذروندیم ، جاتون خالی باغ رفتیم ، بابا بستنی رفتیم ، بام شیراز رفتیم و کلی جاهای دیگه ، البته من قبلا همه سوراخ سنبه های شیراز رو چند بار رفتم  ولی خب بازم صفا داره

جای همگی خالی ، باور کنید وقت نشد حتی یه لحظه برم اینترنت ، بگذریم

روز اولی که رفتم صبح ساعت 5 رسیدم ، یکی از دوستان قرار شد که بیاد دنبالم ، من چون گیج خواب بودم در محاسباتم اشتباه کردم و دیر به دوستم اطلاع دادم که بیاد و در نتیجه زمانی که به ترمینال رسیدم نیم ساعت در سرمای یک درجه زیر صفر بدون هیچ پوشش لباسی ضخیم ( فقط یک کاپشن پوشیده بودم ) از سرما به خودم لرزیدم

من کمی طبع شعر جفنگی دارم ، از دوران دبیرستان کلی شعر گفتم ، به خصوص در هجویات که یه نیمچه استادم

ولی حیف که اون موقع به فکر نیفتادم که این شعر ها رو نگه دارم ، و الان فقط کمی از اونها رو دارم

داشتم میگفتم  در اون سرما که ناگهان بعد از گرمای شدید داخل اتوبوس دچار بحران دندون قروچه شده بودم ، ناگهان شعری از آسمان بر من نازل شد و برای دوستم اس ام اس زدم ، گفتم اونو برای شما هم بنویسم ، شاید خوشتون بیاد ،  البته اسمها رو تغییر دادم

برای دوستم نوشتم :

گر دیر رسی سعید ، شوم یه قندیل        جوری که به راحتی روم درون زنبیل

 

سرمای شدید رسید به استخوانم            گر زود نرسی روح رود از تن و جانم

ای دوست بیا زودتر،هر چند که دوری       راوی رود از دست اگر نیایی فوری 

خلاصه تصور کنید با دستهای کرخت اینو با چه بدبختی نوشتم ، نیم ساعت سختی بود ، ولی خب از این که بگذریم بقیه سفر خیلی خوب بود

اینم از شیراز رفتن ما